دوفضایی‌شدن، پارادایمی است که به ظهور فضای مجازی در کنار فضای فیزیکی به‌عنوان مرجع توسعه علمی، صنعتی، کشاورزی و خدماتی و همچنین فضای کار، سرگرمی و زندگی اشاره دارد. دو فضایی‌شدن فرهنگ نیز ناظر بر به‌وجود آمدن فرهنگ، توسعه فرهنگی و تغییر فرهنگی در دو محیط مکان‌محور فیزیکی و جهان‌محور مجازی است که فهم و شناخت فرهنگ را تسهیل و تعمیق می‌کند. این موضوع گذشته‌های تاریخی کهنی دارد که به رابطه فناوری و فرهنگ باز می‌گردد.

فناوری در طول تاریخ منشأ تحولات و تغییرات فرهنگی و اجتماعی بسیار جدی بوده و هست. انقلاب صنعتی نقطه عطفی بود که آثار آن بر فرهنگ و ارزش‌های اجتماعی، منتهی به شکل‌گیری ایده‌های جدید در فلسفه فناوری و رابطه فناوری، جامعه و فرهنگ و همچنین منبعی برای انتقال جامعه غرب به جامعه مدرن شد. به‌طور حتم اختراع صنعت چاپ، مهم‌ترین آغاز برای فناوری اطلاعات محسوب می‌شود که امکان تولید انبوه محتوا را فراهم آورد و آغاز مهمی برای شکل‌گیری فرهنگ توده‌وار، فرهنگ انبوه و فرهنگ اجتماعی شد. در روند تحولات فناوری اطلاعات و ارتباطات، اختراع مورس (۱۸۳۶)، تلگراف (۱۸۳۸) و تلفن (۱۸۷۶) عرصه مهمی را در ارتباطات همزمان ایجاد کرد و برای اولین‌بار امکان ارتباط حاضر با غایب و ارتباطات فرامحلی را فراهم آورد که این امر موجب توسعه فرهنگ مکان‌محور به فرهنگ فرامکان و توسعه «فضای ارتباطی» شد. ظهور سینما (۱۸۹۵)، رادیو (۱۸۹۵) و تلویزیون (۱۹۰۷)، قلمرو جدیدی را به‌ وجود آورد و مفهوم «رسانه‌های جمعی» یا «رسانه‌های توده‌ای» را رقم زد. از این زمان، بحث از رابطه فناوری رسانه‌ای و فرهنگ، دامنه گسترده‌تری پیدا کرد تا جایی که بحث صنعت فرهنگ به‌عنوان فناوری ساخت فرهنگ توسط مکتب فرانکفورت طرح شد.

ظهور اینترنت (۱۹۸۳) و توسعه فناوری‌های اینترنت در قالب وب اطلاعات (وب ۱٫۰)، وب تعاملی (وب ۲۰٫)، وب شبکه‌ای یا سمانتیک (وب ۳٫۰)، وب هوشمند یا وب همه‌جا حاضر یا وب همزیستی (وب ۴٫۰) و وب یکپارچه یا وب عاطفی (وب ۵٫۰) و همچنین ظهور صنعت واقعیت مجازی، فناوری یگانه، اینترنت چیزها و اینترنت همه چیزها و ظهور رسانه‌های اجتماعی، ظهور هزاران دستورالعمل‌ هوشمند و همچنین ربات‌ها و فناوری‌های هوشمند، قلمرو جدیدی از فناوری را به ‌وجود آورد که از آن به «فناوری شبیه انسان» تعبیر می‌شود.

اگرچه اغراق‌های زیادی در مورد تأثیر فناوری بر زندگی انسان و جامعه شده است و برخی افراد گرفتار بت‌وارگی فناوری شده‌اند، ولی واقعیت این است که تأثیر فناوری بر زندگی انسان یک امر مبهم و نسبی است و دلیل این ابهام این است که تأثیر همه فناوری‌ها بر زندگی و روابط انسانی و رابطه انسان با طبیعت و رابطه انسان با اشیا یکسان نیست. تأثیر فناوری‌ها را می‌توان به اعتبار ۱) چگونگی رابطه فناوری با تولید و ۲) رابطه فناوری در توسعه ارتباطات انسانی و ۳) رابطه فناوری در تولید محتوای تک‌رسانه‌ای و چندرسانه‌ای و همچنین ۴) فناوری‌های مرتبط با هوش مصنوعی دسته‌بندی کرد. میزان اثرگذاری فرهنگی فناوری‌ها در درجه اول به نوع فناوری وابسته است و در درجه بعدی یک امر نسبی است که بستگی به انسان و جامعه مرتبط با فناوری دارد.

رویکرد دوفضایی به فرهنگ و فضای مجازی، تلاشی دوسویه و بلکه چندسویه برای درک عمیق‌تر رابطه فناوری فضای مجازی با انسان و جامعه مرتبط با این فضا و در تعبیری دقیق‌تر، رابطه فضای مجازی و فرهنگ است. باید توجه داشت که فرهنگ از یک طبیعت هویتی و متمایز کننده برخوردار است و فضای مجازی یک فضای رها شده از مکان و دارای ماهیت فرامکانی، فرامحلی، فراملی، فرازبانی و فراملیتی است. نگاه سلطه‌آمیز به سیاست، فرهنگ و اقتصاد در فضای مجازی می‌تواند فرهنگ را به سمت و سوی برنامه‌ریزی شده‌ای سوق دهد که منتهی به سلطه هنجاری یک فرهنگ و انزوا، حاشیه‌نشینی، التقاط و بحران در بسیاری از فرهنگ‌های جهان شود؛ لذا مباحثی مثل بحران هویت، هویت‌های دورگه، هویت‌های نامعین، تهاجم فرهنگی، ظهور جوامع و گروه‌های لال، اختلال ارتباطی، خودباختگی فرهنگی و بسیاری دیگر از ناهنجاری‌های فرهنگی طرح می‌شود.